دم صبح خواب ديدم همه جا را آب گرفته و من میخواهم فرار کنم. دنبال صدای تو میگشتم که با خودم ببرم. در راه گفتم نخواه برای سهم کوچکی از صدای تو اينقدر دلم بلرزد. کجايی؟ (عباس معروفي)
پ.ن1: پر کن پیاله را/کاین آب آتشین/دیریست ره به حال خرابم نمیبرد/...
پ.ن2: بهشت یه جایی اونور دنیاست.یه جایی که تا بخوای برسی بهش هزار بار جونت بالا میاد و هزار بار سقط میشی.جهنم نزدیکتره اما.همینجا،کشور خودمون...حوصله بهشت رفتن ندارم،حرفیه؟
پ.ن3: این برا چندمین باره که تصمیم میگیرم که پی نوشت نذارم و باز میذارم.با اینا حس میکنم که شعرام خوب خونده نمیشن.چیکار کنم؟
+
نوشته شده در چهارشنبه 21 شهریور1386ساعت 12:40 توسط کامران فریدی
|