گور پدر دلتنگی
هر چقدر پرنده میخواهد شود،بشود
من
زنگ
نمیزنم.
تو هم خیال خام خورده ای اگر
که زنگ میزنی و من
دوباره خام میشوم،
نه جانم
اشتباه گرفته ای
به گور پدرم میخندم
شنیدی؟
¤¤¤
تو زنگ نمیزنی.
تو زنگ نمیزنی که من عجیب بددهن شدم
زنگ نمیزنی که دیگر
نم پس نمیدهد دو چشم کور من
برای چند دقیقه بیشتر شنیدنت،
گریه ام را باد برده است بانوی من.
زنگ نزن
هیچوقت
زنگ نزن که من...
از اینجا رفتهام
نیستم
مردهام
یا به زودی میمیرم اصلا
زنگ نزن،همین.
گور پدر گراهام بل با این اختراع مزخرفش
گور پدر گراهام بل که زنگ نمیزنی
که این گوشی لال شده است
مرده است
در کما نشسته است
گور پدر گراهام بل که من...
که من...
هنوز هم
چشم از گوشی نمی کَنم
بانوی من